مي گفت عاشقم، دوستش دارم و بدون او هيچم و براي او زنده هستم... او رفت و تنها ماند .... زندگي کرد و معشوق را فراموش کرد... از او پرسيدم از عشق چه مي داني؟ برايم از عشق بگو.... گفت: عشق اتفاق است بايد بشيني تا بيفتد!!! گفت: عشق آسودگيست، خيال است... خيالي خوش... گفت: ماندن است ....فرو رفتن در خود است.... گفت: خواستن و گرفتن و براي خود کردن است.... گفت: عشق ساده ست، همين جاست دم دست و دنيا پر شده از عشقهاي زود.... گفت: عشق دروغي بيش نيست....
سلام من پسر تنها هستم من اين وبلاگ را درست كردم كه شما دوستان خوب من در مواقع بيكاريتان اينجا بیایید و با مطالب من سرگرم شوید. اميدوارم كه وبلاگ من را بپسنديد. فقط نظر يادتون نره. ممنونم.
لوگوي من
جاي لوگوي شما
موسيقي
ساعت و تاريخ
ღ♥ღ پايان ღ♥ღ
سلام به همه ي دوستان عزيز... من باز آمدم و باز هم ميرم!!! اين آخرين آپ من است و براي هميشه ميرم!!! از همه ي شما ممنون هستم در اين 2 سال من رو ياري كردين.... اميدوارم موفق باشيد و شاد دلم براي همه شما تنگ ميشه!!!! شايد روزي برگشتم و شايد نه!!!! روزهاي خوش و خوبي داشته باشين در زندگي!!!! ღ♥ღ PeSaRe TaNhA ღ♥ღ